رویای نگفته

 
.: مثل آلو نیست :.
نویسنده : UnSpoken Dream - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱٧ دی ۱۳۸۸
 

 

 کاش مثل آن درخت آلو بود

که بارها شاخه های سستش زمینم زده بودند

وقتی که سن و سالی نداشتم و

شاخه های هرس نشده اش، پاهای کوچکم را

به زخم های بزرگ می آراستند و هر بار من

بیشتر آلو می خواستم.

 

 می خواستم،

می افتادم اما

یک دل سیر آلو می خوردم.

 

مثل آلو نیست اما

- آزادی-

 

 می خواهم،

می افتم و باز می خواهمش اما

دریغ که بر شاخه های این درخت میوه ای نیست.

 

اگرچه زمستان این شهر سال هاست که لنگر انداخته

امیدم هست هنوز

که هر سال چهار فصل دارد.

 

 _______________________________________

پ.ن:  بالا و پایین،

           سرد و گرم،

           زندگی هرچه هست با تو خوش است.

 

پ.ن: یادت که نمیره که!؟

 


 
comment نظرات ()