رویای نگفته

 
.: vengeance :.
نویسنده : UnSpoken Dream - ساعت ٧:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱ مهر ۱۳٩۱
 

 

  

 

من حوایت بودم،

سال هاست که تقاص پس می دهم.

 

به بی خوابی،

به بوسه های لاابالی.

 

به بن بستی با یاس های سفید و زرد،

عطر و خاطره و بغضی تلخ.

 

به گذشته از عاقبتی شوم.

به ندیدنت از پشیمانی تا خوشحالی.

به کابوسی کینه توز تا فراری اجباری.

 

که سایه سنگین نمی شود اما

مِیل ِ رفتن کرم می شود.

 

که از قدم اول تا آخر،

" هرگز" فاصله می شود.

 

دستی که از سرم سبک نمی شود.

دلی که تشویش را به قرار ترجیح می دهد.

_______________________________________________

: P.S

 

... Temptations, actions, consequences


 
comment نظرات ()