.: Your sour smile :.

 

 

 

بی نوا هرچه می کند تلاش

لبخند تو

 

پنهان نمی کند غم درونت را.

 

 

من از نگاه تو می خوانم

راز درونت را.

 

که در چشم تو پیداست

شعله ی غم

گرچه غوغا می کند

بر لبان زیبایت لبخند.

 

 

 

پ.ن: وقتی پاکت سیگارو باز کرد نتونستم بهش بگم نکشه. حتی وقتی بعد از هر پک حسابی سرفه می کرد هم جرئت نکردم چیزی بگم. توی ماشین، روبروی خونه نشسته بودیم و هیچ کدوممون دلش نمی خواست بریم توی خونه. کل راه سعی کرده بودم که جلوی اشکامو بگیرم اما وقتی اشکای اونو دیدم دیگه دوام نیاوردم. سیگارشو نصفه کاره انداخت بیرون و رو کرد به من.

من حتی نمی تونستم توی چشاش نیگا کنم. صورتمو چرخوند روبه خودش و گفت: چرا گریه می کنی؟ مگه تقصیر تو ِ؟ می خواستم بگم آره، اگه من ...

اما توی نیگاش چنان اطمینانی بود که دیگه جای شکی واسم نمیذاشت. گفتم: نه، تقصیر من نیست. گفت: اینجوری نه. یه جوری بگو که خودتم باورت بشه تقصیر تو نیست. گفتم اما هنوزم اشکامو نمی تونستم کنترل کنم.

گفت: به خاطر دله من گریه نکن. گفتم: به خاطر دله من بخند. خندید، از ته دل خندید.

 

پ.ن: عمل هم کردم اما باز دکترا چیزی پیدا نکردن و این خیلی خوبه اما چون اون دردو هنوز دارم یعنی اینکه عمله بی خود بود!! حالا باید منتظر بمونم ببینم جواب آزمایشای جدیدم کی حاضر میشه.

 

پ.ن: این چند ماهی که نبودم خیلی اتفاقا افتاده و همین باعث شده که ندونم از کجا و از چی بگم وگرنه گفتنی زیاده!

 

/ 29 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کبریت سوخته

پر از مسائل شخصی بود که تو همشون برات آرزوی سلامت و دلخوشی دارم

Melpomene

آو! خب فمیدم الان. از این منظر گویا که درست میگی.8)

سیب ترش

سلام دوست عزیزم چه خوب که دوباره نوشتی دلم برای سادگی پ. ن های پر از صداقتت تنگ شده بود راستی اون که گریه می کنه یه درد داره اون که می خنده هزارتا درد در پناه خدا

ununoctium

ندیده و نشناخته باید بدونی که آرزومه خوب بشی!لطفا خدای بزرگ! یهو مثل بارون چیزای خوب روی سرت می باره بارونی که بند نمی آد

President Evil

وقتی که هرم سفیدی به درونش سرازیر می شود، صورت سیگار سرخ می شود و صورت خودش نیز... نعره ی سفیدی از دهانش خارج می شود و صورت سیگار و او به سیاهی می زند و خدایا چقدر سخت است انتظار برای پکی دیگر و دیدن صورت برافراخته اش... می دانم و می داند و می دانند و می گویند و می گویم و نمی گوید که نباید ولی او دوست دارد شعله ی سرخ و لحمه ی سفید رنگ محبوس درون سیگار را... سلام. عذرخواهی به دلیل تاخیر زیاد! یک و نیم سالی هس که در جزیره ی Penang مالزی مشغول تحصیل و زندگی هستم. در سایه ی یزدان مستدام زی

299

خیلی وقته ننوشتین!!!